X
تبلیغات
اشكان خطيبي

اشكان خطيبي

در مورد اشكان خطيبي

مصاحبه با نشریه زندگی من

بازنشر اختصاصی از مجله ی

 

 

 

مُـلاقات در کـافه  رستوران نَعنــــا

قرارمان را گذاشته بودیم در کافه رستوران «نعنا» جایی که حالا چند وقتی است تمام برنامه‌های اشکان خطیبی به آنجا منتهی می‌شود. محال است یک روز بیاید و تمام بشود و هنرمند فعال تمام این روزها سراغی از کافه-رستورانش نگیرد.

جایی که خودش می‌گوید خشت خشت آن را با عشق ساخته و به اینجا رسانده. وقتی از «نعنا» صحبت می‌کند، چشم‌هایش برق می‌زند، صندلی‌ها را با ذوق این‌طرف و آن‌طرف می‌کند تا بگوید: «طراحی تمام میز و صندلی‌ها کار خودم است.» چراغ‌ها هم همین‌طور. کاملا مشخص است که «نعنا» به جانش بند است. همه چیز با سلیقه خودش چیده شده، گوشه رستوران (جایی که بیش از همه به چشم می‌آید) نخل‌های مردابی است که از بندرانزلی آورده و آنقدر دستگاه‌های مختلف کنارشان گذاشته تا نخل‌ها بتوانند مثل هوای انزلی نفس بکشند.

غذاها هم ماجرای خودشان را دارند. نوشیدنی «نعنا» که می‌آید، هوش از سرمان می‌رود.تکه‌های لیمو لابه‌لای برگ‌های نعنا در گرمای وحشتناک هوا آنقدر وسوسه‌برانگیز است که نمی‌شود در مقابلش مقاومت کرد. بعد نوبت نان «نعنا»ست.

اصرار دارد وقتی داغ داغ است آن را بخوریم و نظر تک‌تک‌مان را می‌پرسد، وقتی می‌بیند همه آن را تحسین می‌کنند، چشم‌هایش دوباره برق می‌زند: «دستور این نان هم برای خودم است.» برای اشکان خطیبی که همین چند روز آینده درخشش دوباره‌اش را در فیلم جدید عبدالرضا کاهانی «اسب حیوان نجیبی است» می‌بینید، هیچ‌چیز نمی‌تواند دور از دسترس باشد.

مثل همین روزها که هم جلوی دوربین می‌رود، هم کارهای انتشار اولین آلبوم موسیقی‌اش را می‌کند، هم دنبال راه انداختن طبقه دوم و سوم کافه، رستوران نعناست و هم کلی کارهای دیگر که باید انجام بشود و می‌شود.. صحبت‌های او را بخوانید تا با دنیای این روزهایش بیشتر آشنا شوید.


  •  بزرگ‌ترین ترس زندگی‌تان چه بوده؟

مار!

  •  به خاطر چه چیزهایی به پدر و مادرتان مدیونید؟

به خاطر همه چیز، بزر‌گ‌ترینش این است که من را به وجود آوردند و پرورش داده‌اند.

  •  از کدام شخصیت معاصر بیشتر از همه متنفرید؟

خیلی زیاد هستند! اما یکی از آنها یکی از گزارشگرهای فوتبال است که سر گزارش‌هایش… بگذریم (می‌خندد)

  •  کدام خصیصه اخلاقی‌تان خودتان را بیشتر از بقیه ناراحت می‌کند؟

خیلی زود عصبانی می‌شوم و البته بعدش خیلی زود آرام می‌شوم. زود عصبانی می‌شوم چون حساسیت و وسواسم درباره کارهایی که می‌کنم زیاد است، نه به خاطر اینکه نمی‌توانم خودم را کنترل کنم.

  •  کدام شخصیتی که در حال حاضر در قید حیات است، بیشترین تاثیر را روی شما گذاشته؟

خیلی زیاد هستند، اگر بخواهم فقط یک نفر را بگویم به معنای این است که به بقیه بی‌احترامی شده، به خاطر همین ترجیح می‌دهم اسم نبرم.

  •  اگر بگویند قرار است ماشین زمان به عقب برگردد، دوست دارید در کدام مقطع از گذشته متوقف شوید؟

دهه 70، دهه صلح و صفا و صمیمیت. جنگ هم تمام شده بود. کلا فضای آن مقطع را خیلی دوست دارم.

  •  اگر قرار باشد چیزی را تغییر بدهید، چه چیزی را انتخاب می‌کنید؟

دنیا را!

  •  چیزی که خیلی ناامیدتان می‌کند؟

اینکه چرا نمی‌توانم دنیا را تغییر بدهم.

  •  بزرگ‌ترین نقطه قوت‌تان؟

اینکه انرژی‌ام هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. یعنی باید پریزم را از برق بکشند تا متوقف بشوم، وگرنه در کل زندگی‌ام واژه‌ای به نام خستگی معنا ندارد.

  •  کاری هست که به خاطر انجام دادنش خودتان را سرزنش کنید؟

چرا، این‌که این‌قدر زود عصبانی می‌شوم. همیشه به خاطر این خودم را سرزنش می‌کنم.

  •  رایحه‌ای که بیشتر از همه دوست دارید؟

بوی «نعنا»، نمی‌توانم بگویم چقدر این رایحه را دوست دارم. هر وقت بوی نعنا می‌آید، روحم تازه می‌شود.

   

گفتگو با اشکان خطیبی

فارس سینما-اشکان خطیبی و بهنوش طباطبایی با بازی خوبی که در سریال در مسیر زاینده رود از خودشان به نمایش گذاشتند,می توان به عنوان زوج هنری در فیلم ها و سریال های دیگر نیز بازی کنند از این رو شما را به خواندن مصاحبه و دیدن تصاویر از این دو بازیگر دعوت می کنیم.

چقدر شانس در حرفه بازیگری به شما رجوع کرده؟چقدر از آن استفاده کردید و چقدر از آن را از دست دادید؟
اشکان خطیبی:من در این حرفه بدشانس هستم.روی پیشانی ام نوشته!(با خنده).من 12 سال است که این کار را شروع کرده ام,درسش را خواندم و در این حرفه بیشتر از هرکسی که ادعا کند زحمت کشیدم.اولین کار تصویری ام یک فیلم سینمایی بود که 4 سال توقیف شد,آخرین کارم هم که فیلم سینمایی بود,2 سال است که می خواهد اکران شود و نشده!برای همین من روی قضیه شانس اصلا حساب باز نمی کنم چون می دانم که اگر پای شانس در میان باشد من آخری هستم.
بهنوش طباطبایی:من فکر نمی کنم بد شانس باشم.خدا را شکر نقش ها و سریال هایی که در تلویزیون داشتم,جزو پربیننده ترین کارها بوده,فکر می کنم بیشتر با تلاش های خودم حمایت شدم.
برای آنهایی که وارد این عرصه نمی شوند بگویید که کار در این زمینه چه ویژگی هایی دارد؟
اشکان خطیبی:نمی توان همه چیز را طبقه بندی کرد.سریال در مسیر زاینده رود اصلا در قواره کارهای مناسبتی ساخته نشده بود مثل خیلی کارهای دیگر.ما سریال گل های گرمسیری را با عنوان سریال مناسبتی شروع کردیم ولی آنقدر کند جلو رفتیم که آقای عسگرپور 20 روز قبل از ماه رمضان تصمیم گرفتند که این مجموعه را برای ماه رمضان به تلویزیون ندهند.به نظر من طبقه بندی کردن مدیوم ها کار درستی نیست.یک سال و نیم نبودم و بعد با پیشنهاد آقای فتحی مواجه شدم که تجربه خیلی خوبی بود.بازیگری گرفتاری های خودش را دارد مثلا به خاطر سریال در مسیر زاینده رود بازی در 3 فیلم سینمایی را از دست دادم ولی زیاد برام اهمیت نداره.
بهنوش طباطبایی:بازیگری در برخی مواقع راحت و در برخی موارد سخت است.نمی توان برای آن برنامه ریزی کرد.مثلا شما داری یک سریال بازی می کنید که در بین راه باید برای دو فیلم سینمایی نیز آماده شوید.کسی که وارد عرصه بازیگری می شود باید سختی های آن را نیز تحمل کند.
فکر می کنید که ترکیب شما دو نفر در سریال در مسیر زاینده رود تکراری نبود؟
اشکان خطیبی:بار اول خیلی خوشحال شدم که خانم طباطبایی به بازیگران سریال پیوست,چون ما در نیمه های پروژه به دلیل اتفاقات شخصی ای که برای خانم لاکانی پیش آمد دیگر ایشان را در پروژه نداشتیم.وقتی خانم طباطبایی آمد یک سکانس خیلی سخت را گرفتیم که خیلی خوب بود اما کمی هم ترسیده بودم.گفتم نکند مردم نتوانند این زوج را بعد از گل های گرمسیری باور کنند اما دیدم که ایشون خیلی متفاوت تر از آنجا بازی می کند و مورد رضایت مردم قرار گرفت.
شما همیشه نقش دخترهای امروزی و شاید بتوان گفت شیک را داشته اید.نظر شما چیست؟
بهنوش طباطبایی:تلویزیون و شیکی؟!این دست من نیست و من باید بر اساس این پیشنهادات انتخاب کنم.بعد هم اصولا زن ها خیلی نمی توانند در ارائه نقش ها مانور بدهند.
آیا به حرفه بازیگری به عنوان یک شغل نگاه می کنید؟
اشکان خطیبی:نه تا وقتی که گرسنه باشم!برای همین است که هر دوسال یکبار کار می کنم.
یعنی این حرفه را جدی نگرفته اید؟
اشکان خطیبی:جدی گرفتم که اینطوری کار می کنم.باید در هر مدیومی کار خوب انجام داد.من طرفداران خاص خودم را دارم و من باید برای یک فیلم و یا سریال تمام تلاشم را بکنم,برای اینکه طرفدارانم به عشق من بیننده فیلم و یا سریال می شوند.پس باید سختی بکشم نه اینکه به فکر این باشم که امسال 150 میلیون پول در می آورم.

 


تصاویر مربوطه:









































































































 

   

اشکان خطیبی:دیگر نقش فوتبالیست را بازی نمی‌کنم

روزی که به عنوان شخصیت اصلی سوژه یک سریال مناسبتی انتخاب شد، زیاد فکر نمی‌کرد فوتبالیست بودن چه هیجانی دارد اما حالا می‌گوید: «بازی در سینما برای من منطقی‌تر از بازی در زمین فوتبال است.»

 به گزارش رجانیوز به نقل از شبکه ایران،اشکان خطیبی بازیگر سریال «در مسیر زاینده‌رود» وقتی عوامل سرشناس این مجموعه تلویزیونی را دید حدس زد که کار با این مجموعه می‌تواند تجربه‌ای جدید برای او به حساب آید از این رو قبول کرد به عنوان «مهران سارنگ» در این مجموعه نقش فوتبالیستی را بازی کند که تنها به موفقیت فکر می‌کند.

قبول نقش «مهران سارنگ» را یک اتفاق تلقی می‌کنی یا برنامه‌ای برای حرکت به سوی مسیری جدید در زندگی هنری؟

-به شخصه عقیده دارم هر چیزی که برای ما انسان‌ها در زندگی اتفاق می‌افتد وابسته به علتی است، من در زندگی هر روز منتظر یک اتفاق نو هستم چون بر این باورم که انسان موفق باید کارهای جدید و نو انجام دهد. هیچ فرد موفقی را نمی‌بینید که یک مقطع از زندگی‌اش به مقطعی دیگر شباهت داشته باشد. من هم بر این باورم که باید هر روز جدیدتر باشی چون موقعیت‌های طلایی همیشه به سراغ تو نمی‌آیند. فکر کنم پاسخ شما را داده باشم.

این تجربه نو در کار حرفه‌ای شما کمی متفاوت بود، آیا بازی در این نقش را می‌توان تکمیل نقش‌های قبلی شما دانست؟

-تکمیل‌کننده نیست چون من قرار نیست از هنر خداحافظی کنم اما بازی در نقش یک فوتبالیست که عاشق شهرت و اسم و رسم است برای من حرکتی رو به جلو بود، واقعاً ‌خوشحالم در این زمان اندک موفق شدیم کاری آبرومند آماده کنیم.

در مصاحبه‌ای خواندم که گفته بودی در زندگی واقعی‌ات عاشق فوتبال هستی، این عشق و علاقه این بار به کمکت آمد؟

-کاملاً به کارم آمد، من عاشق فوتبالم. تا چند وقت پیش فوتبال بازی می‌کردم اما به دلیل مصدومیت حالا فقط به شنا علاقه دارم اما با این حال شناخت نسبی‌ام از فوتبال خیلی در اجرای این نقش به من کمک کرد از این رو خوشحالم که قبل از این کار، فوتبال را به خوبی آموخته بودم.

با اینکه از فوتبال شناخت کافی داشتی اما به توصیه کارگردان مجموعه با چند فوتبالیست حرفه‌ای هم در تماس بودی تا به حس واقعی «مهران سارنگ» نزدیک شوی؟

-کاملاً درست است، آقای فتحی همیشه به بازیگران کار خود توصیه می‌کند برای درک فضا به سراغ افرادی بروند که با آن حس زندگی می‌کنند. من هم به همین علت این کار را انجام دادم. من دوستان فوتبالیست زیادی دارم، افرادی که امروز برای خود صاحب جایگاه هستند اما به دلیل اینکه آنها حاضر نبودند کسی سر از زندگی خصوصی‌شان در بیاورد ترجیح دادم با آدم‌هایی سر و کله بزنم که همانند مهران سارنگ عاشق فوتبال و بازی در تیم ملی هستند و آرزوی ترانسفر شدن دارند. خوشبختانه بر این باورم که توانستم حس آنها را به خوبی درک کنم.

بازی در نقش فوتبالیست وسوسه‌انگیز است به ویژه زمانی که پای قراردادهای نجومی و رقم‌های درشت به میان می‌آید. آیا در طول این سریال به این موضوع هرگز فکر نکردی که به جای حضور در سینما در مستطیل سبز فعالیت کنی؟

-خیلی شرایط سختی است، شاید خیلی‌ها فکر کنند شعاری حرف می‌زنم اما واقعیت این است که فوتبال آنقدرها هم که می‌گویند ساده نیست، حکایت شنیدن آواز دهل از دور است. اگر در شرایط واقعی قرار بگیری متوجه می‌شوی آنقدرها هم که می‌گویند فوتبال حرفه آسانی نیست.

اما سختی و دشواری آن با ارقام نجومی فوتبال از بین می‌رود.

-بحث مالی را که اصلاً مطرح نکنید. فوتبال و سینما از لحاظ حقوقی به هیچ وجه شبیه همدیگر نیستند یعنی اصلاً قابل مقایسه نیستند من اگر 10 سال به صورت فشرده بازی کنم شاید به اندازه یک فصل قرارداد بازیکنان فوتبال هم درآمد به دست نیاورم.

با احتساب تمام جوانب کار در سریال «در مسیر زاینده‌رود» اگر در آینده بازی در چنین نقشی مجدداً به شما پیشنهاد شود آیا آن را می‌پذیری؟

-از آینده کسی خبر ندارد اما شاید هرگز دیگر در چنین کاراکتری بازی نکنم چون برای من تجربه‌های جدید مهمتر است تا تکرار یک نقش تکراری. قبل از این کار هم هیچ نقش تکراری را بازی نکردم، مطمئناً این بار هم این کار را نخواهم کرد.

   

زمان پخش در مسیر زاینده رود

سلام دوستای خوبم.

با پخش تیزر تبلیبه گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون برنا، با پخش تیزرهای تبلیغاتی «در مسیر زاینده رود» پخش این سریال از شبکه اول به قطعیت رسید.

حسين محجوب، مهرانه مهين ترابي، مسعود رایگان، اشكان خطيبي، بهنوش طباطبايي، پرديس افكاري، مهرداد ضيايي، هومن برق نورد، افسانه پاكرو، مهدي سلطاني و الهه حسيني در این مجموعه به ایفای نقش می‌پردازند.

 

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون برنا، با پخش تیزرهای تبلیغاتی «در مسیر زاینده رود» پخش این سریال از شبکه اول به قطعیت رسید.

حسين محجوب، مهرانه مهين ترابي، مسعود رایگان، اشكان خطيبي، بهنوش طباطبايي، پرديس افكاري، مهرداد ضيايي، هومن برق نورد، افسانه پاكرو، مهدي سلطاني و الهه حسيني در این مجموعه به ایفای نقش می‌پردازند.

به گزارش برنا، داستان این مجموعه تلویزیونی درباره مهران سارنگ فوتباليست جوان و با آتيه تهراني است كه براي عقد قرارداد با يك باشگاه تازه تاسيس به اصفهان سفر كرده، طي تصادف با مسعود مصيب جوان نخبه اصفهاني، با او درگير مي‌شود و اين آغاز ماجرايي طولاني است...

عوامل مجموعه تلويزيوني «در مسير زاينده رود» که محصول گروه مجموعه‌هاي تلويزيوني شبكه يك سيما است، عبارتند از:
كارگردان: حسن فتحي، نويسنده: عليرضا نادري، مدير تصويربراري: مسعود كراني، طراح چهره پردازي: سعيد ملكان، مدير صدا: خسرو كيوانمهر، طراح صحنه و لباس: پيام فروتن، تدوين: بابك رضاخاني، آهنگساز: احسان خواجه اميري، مدير برنامه‌ريزي: مجتبي خادم‌زاده، دستيار اول كارگردان: علي مردانه، دستيار تهيه: نعمت گودرزوند چگيني، مدير تداركات: ناصر هاديان‌فر و مدير توليد: عليرضا احمدي‌كيا.

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون برنا، با پخش تیزرهای تبلیغاتی «در مسیر زاینده رود» پخش این سریال از شبکه اول به قطعیت رسید.

حسين محجوب، مهرانه مهين ترابي، مسعود رایگان، اشكان خطيبي، بهنوش طباطبايي، پرديس افكاري، مهرداد ضيايي، هومن برق نورد، افسانه پاكرو، مهدي سلطاني و الهه حسيني در این مجموعه به ایفای نقش می‌پردازند.

به گزارش برنا، داستان این مجموعه تلویزیونی درباره مهران سارنگ فوتباليست جوان و با آتيه تهراني است كه براي عقد قرارداد با يك باشگاه تازه تاسيس به اصفهان سفر كرده، طي تصادف با مسعود مصيب جوان نخبه اصفهاني، با او درگير مي‌شود و اين آغاز ماجرايي طولاني است...

عوامل مجموعه تلويزيوني «در مسير زاينده رود» که محصول گروه مجموعه‌هاي تلويزيوني شبكه يك سيما است، عبارتند از:
كارگردان: حسن فتحي، نويسنده: عليرضا نادري، مدير تصويربراري: مسعود كراني، طراح چهره پردازي: سعيد ملكان، مدير صدا: خسرو كيوانمهر، طراح صحنه و لباس: پيام فروتن، تدوين: بابك رضاخاني، آهنگساز: احسان خواجه اميري، مدير برنامه‌ريزي: مجتبي خادم‌زاده، دستيار اول كارگردان: علي مردانه، دستيار تهيه: نعمت گودرزوند چگيني، مدير تداركات: ناصر هاديان‌فر و مدير توليد: عليرضا احمدي‌كيا.


به گزارش برنا، داستان این مجموعه تلویزیونی درباره مهران سارنگ فوتباليست جوان و با آتيه تهراني است كه براي عقد قرارداد با يك باشگاه تازه تاسيس به اصفهان سفر كرده، طي تصادف با مسعود مصيب جوان نخبه اصفهاني، با او درگير مي‌شود و اين آغاز ماجرايي طولاني است...

عوامل مجموعه تلويزيوني «در مسير زاينده رود» که محصول گروه مجموعه‌هاي تلويزيوني شبكه يك سيما است، عبارتند از:
كارگردان: حسن فتحي، نويسنده: عليرضا نادري، مدير تصويربراري: مسعود كراني، طراح چهره پردازي: سعيد ملكان، مدير صدا: خسرو كيوانمهر، طراح صحنه و لباس: پيام فروتن، تدوين: بابك رضاخاني، آهنگساز: احسان خواجه اميري، مدير برنامه‌ريزي: مجتبي خادم‌زاده، دستيار اول كارگردان: علي مردانه، دستيار تهيه: نعمت گودرزوند چگيني، مدير تداركات: ناصر هاديان‌فر و مدير توليد: عليرضا احمدي‌كيا. غاتی «در مسیر زاینده رود» پخش این سریال در ماه رمضان از شبکه اول قطعی شد.
   

بهار قبل و بعد در فصل بهار از راه رسید!!!!

دوستان عزیزم!

تله فیلم بهار ٬ قبل و بعد به کارگردانی شاهد احمدلو و تهیه کنندگی حسن توکل نیا و بازی بازیگرانی چون:بیتا سحرخیز ٬اشکان خطیبی ٬ پردیس افکاری ٬ فلور نظری محصول سیما فیلم است و طی مذاکراتی که سیما فیلم با شبکه ی سوم سیما داشته ٬ قرار بر این شده است که هر هفته چهارشنبه ساعت ۲۰:۳۰ از شبکه ی سوم سیما تله فیلم هایی که محصول سیما فیلم هستند پخش شوند.باید منتظر بود و دید که کدام چهارشنبه قرعه به نام تله فیلم بهار ٬ قبل و بعد می افتد.

   

اشكان خطيبي در سال جديد

اشكان خطيبي از بازي در فيلم سينمايي ماني حقيقي و سريال فريدون جيراني در آينده‌اي نزديك خبر داد.

اين بازيگر كه چندي پيش بازي در سريال «گلهاي گرمسيري» را از وي شاهد بوديم درباره بازي در فيلم ماني حقيقي با نام «۵۰ كيلو آلبالو» گفت:

"اين فيلم يك كمدي رومانتيك است و فيلمنامه آن توسط ماني حقيقي و فرهاد توحيدي نوشته شده‌است. در اين فيلم نقشي متفاوت را بازي خواهم كرد."

او ادامه داد: آن طور كه به ما اعلام شده اين فيلم از ۱۵ ارديبهشت ماه كليد مي‌خورد هم اينك منتظر ترانه عليدوستي هستيم تا بازي‌اش در فيلم رسول صدرعاملي به پايان برسد.

وي اعلام كرد كه در فيلم «۵۰ كيلو آلبالو» با ترانه عليدوستي، باران كوثري، مهراوه شريفي‌نيا، حامد كميلي، آتيلا پسياني ٬ سيامك انصاري همبازي خواهد بود.

اشكان خطيبي درباره بازي در سريال «فريدون جيراني» هم اعلام كرد كه اين سريال ۲۰ قسمتي با موضوع چريك‌هاي فدائيان خلق ساخته مي‌شود و حوادث آن در سال ۱۳۵۲ مي‌گذرد

   

بدبیاری اشکان خطیبی در سال گذشته!!!!

اشکان خطیبی را نوشتیم تا بگويیم او یکی از کسانی است كه امسال بیشتر از همه بلایای عجیب روی سرش فرود آمده است. اشکان كه این اواخر «گل‌های گرمسیری» را روی آنتن داشت، از حادثه‌هایی که پارسال برایش اتفاق افتاده مي‌گويد:

«راستش چون پارسال تمام مدت سر کار بودم، همه حادثه‌هایی هم که برایم اتفاق افتاد مربوط به کار مي‌شود و آن‌قدر زياد است كه اصلا نمي دانم بايد از كدامشان شروع كنم.

چند روز قبل از شروع اجراي تئاتر «مانيفست چو» بود كه من آنفلوآنزای افغانی گرفتم. فقط به لطف پتوهایی که قبل از اجرا روی من مي‌انداختند مي‌توانستم مثل فشنگ روی صحنه تئاتر این‌طرف و آن‌طرف بروم.

بعد از این تئاتر برویم سراغ سريال گل‌های گرمسیری. آنجا به خاطر فضاي جنگی سريال خيلي بلا سرم آمد. یک شب قرار بود در سکانسی از منور استفاده کنند. برای این کار باید کسی یك میله ۵/۱ تا ۲ متری را بالای پشت‌بام دستش مي‌گرفت تا منورها عمل کنند. این آقا دستش درد گرفت و حس کرد اگر میله را آهسته ول کند روی زمین فرود مي‌آید اما این میله به جای زمین توی سر من که آن لحظه داشتم از حیاط رد مي‌شدم فرود آمد و بیهوش شدم.

يك‌بار ديگر در همین سریال گل‌های گرمسیری، پوکه داغ خشاب چسبید به گردنم! یک‌بار ديگر هم در يك سکانس که باید در آب‌هاي بهمن‌شیر شنا مي‌کردم، اين كار را كردم و چند روز بعد به خاطر آلودگی آب صورتم قارچ گرفت. رفتم دکتر. گفت باید ریش‌هایت را بزنی اما نمي‌شد این کار را انجام بدهم چون باید همه پلان‌هایم را با ریش مي‌گرفتم. خلاصه، با همکاری گریمور، صورتم بهتر شد تا اینکه باز هم در یک صحنه كه خاک بازی داشتم، صورتم حسابی به هم ریخت ولي چاره‌ای نبود. كار كه تمام شد آمدم تهران، روی ریشم را کوتاه کردم تا مشکلم حل شود.

   

مثل جنوبي‌ها زندگي‌ كردم

مدتي است كه دوشنبه‌ها، سريال «گل‌هاي گرمسيري» از شبكه اول سيما پخش مي‌شود؛سريالي كه محمد مهدي عسگرپور كارگرداني آن را برعهده دارد. اين سريال داستان رابطه عاطفي بين دو جوان است كه با مشكلات خاصي روبه‌رو مي‌شوند. در حضور بازيگران با تجربه‌اي چون آتيلا پسياني، پرويز فلاحي‌پور، مريم بوباني و... اشكان خطيبي يكي از نقش‌هاي محوري را بازي كرده است. او كه بعد ازبازي در سريال « ازنفس افتاده» به خوبي شناخته شده حالا جنبه‌هاي ديگري از قابليت‌هايش را در اين سريال به نمايش گذاشته است. خطيبي بارها دركارهاي مختلف نشان داده كه اهل تجربه كردن در نقش‌هاي متفاوت است. • در «گل‌هاي گرمسيري» ظاهر و گريم متفاوتي داريد. براي رسيدن به اين شمايل چه فرايندي طي شد؟ دوست ندارم هميشه يك شكل ديده شوم. هركاراكتري كه بازي مي‌كني ناخودآگاه با صدا و فيزيك تو حرف مي‏زند و رفتار مي‌كند. بنابراين سعي مي‌كنم از اين قضيه فرار كنم. اين هم خيلي اتفاقي پيش آمد چند وقت بود كار نكرده بودم، موهايم بلند شده بود. حسين مجد، طراح صحنه و لباس سريال به من زنگ زد و گفت چنين كاري هست و فردا مي‌خواهيم به جنوب برويم اما بازيگر نقش اصلي سريال را نداريم. من رفتم و متوجه شدم آقاي عسگرپور دنبال چنين شمايلي مي‌گشت، چون اين مدل مو مربوط به دهه 70‌ميلادي و اواخر دهه 60-50 خودمان است كه مردها موهاي بلند داشتند با دم خط‌هاي بلند كه مال هيپي‌ها بود ولي آنقدر عادي شده بود كه مثل فرق كج الان، همه گير شده بود. گريمي كه خانم شيرازي روي چهره من انجام داد، بدويتي به چهره‌ام داد. گريم ايشان به من كمك كرد و خوشحالم از اينكه آقاي عسگرپور چنين دركي از كاراكتر دارد. • از نتيجه كار راضي هستيد؟ بله، از نتيجه كاري كه پخش مي‌شود راضي هستم. فقط پلان‌هاي متعددي بود و با دو دوربين كار مي‌شد؛ فكر مي‌كردم ريتم كار سريع‌تر باشد. البته مطمئنم از جايي كه فضاي جنگ شروع شود اين اتفاق مي‌افتد چون خيلي پر پلان و پرتحرك است. • اين شخصيت چه ويژگي‌اي داشت كه باعث شد شما بپذيريد در لحظات آخر به اين گروه بپيونديد؟ گروه داشت به جنوب مي‌رفت و من از گروه خواهش كردم كه به من مدتي اجازه دهند تا براي كار آماده شوم و اين لطف را كردند ويك ماه به من اين فرصت را دادند تا من بتوانم خودم را به نقش نزديك كنم. ضمن اينكه قرار بود به لهجه برسيم ومن تاكنون نقشي را با لهجه بازي نكرده بودم و هيچ آشنايي هم با اين لهجه نداشتم. وقتي رسيديم گروه شروع به كار كرد و من هم رفتم وارد شهر شدم و به‌دنبال لهجه گشتم. • ولي معمولا كساني كه با يك لهجه خاص صحبت مي‌كنندكمي تصنعي در مي‌آيدو براي رفع اين مسئله چه كرديد؟ خيلي‌ها فكر مي‌كنند تا الان من با لهجه صحبت كرده‌ام درحالي كه اين لحن است نه لهجه، من عين به عين كلمات و حرف‌هاي مهدي ساكي را كه مشاور گويش جنوبي و عربي ما بود تقليد كردم؛ خيلي به من كمك كرد. من با مهدي همخانه بودم و فقط تقليد گفتار او را مي‌كردم و به مرور زمان شد آن چه كه مي‌بينيد. • معمولا كارهايي از اين دست كه لهجه نقش مهمي دارد، خيلي خوب از آب در نمي‌آيدو به نوعي كليت كار روي لبه تيغ است. چقدر روي آن كاركرديد كه باورپذير شود؟ تمام سعي‌ام اين بود كه به جايي برسيم كه اصلا ديگر فكر نكنم من با لهجه صحبت مي‌كنم يا نه. من درآن يك ماه سعي كردم و درحقيقت مثل جنوبي‌ها زندگي كردم و بعد از يك مدت، خود مردم جنوب هم من را به‌عنوان يك جنوبي پذيرفته بودند و هركجا كه مي‌رفتم از من مي‌پرسيدند كه آيا جنوبي هستم يا نه و اين قضيه كم كم به داخل خانه كشيده شد و با همه عوامل حتي در مواقع عادي جنوبي صحبت مي‌كردم و ديگرمن سرصحنه اصلا به لهجه فكر نمي‌كردم. يكي، دو روز اول مي‌گفتند كه اين لهجه خيلي غليظ شده و نگران بودند و اين نگراني امر هم داشت. اصولا فضاي روستايي و شهرستاني براي مخاطب تلويزيون تو ذوق زننده است. او دوست دارد سريال‌هاي شيك و آدم‌هاي شيك ببيند براي همين سعي كردم اين اتفاق رخ ندهد و تو ذوق مخاطب نخورد. • در بيشتر كارها نقش جوان‌هاي شيك را داشتيد و تا به حال چنين نقشي كه شهرستاني باشد و اين گريم متفاوت را هم داشته باشد نداشتيد، درست است؟ نه، براي همين هم اين نقش را بازي كردم چون اصلا در برنامه امسالم اين نبود كه با سريال شروع كنم اما به خاطر اين تفاوت پذيرفتم. • نترسيديد كه حالا با اين شكل و شمايل از جانب مخاطب پس زده شويد؟ نه، نمي‌ترسيدم چون گفتم اگر بد شود مي‌گويند نتوانست و توانايي اين جور كارها را نداشت و اگر هم خوب شود توانايي من را مي‌رساند. من به‌دنبال نقش‌هاي عجيب و غريب هستم. • عسگـرپـور چقــدر روي توانايي‌هاي شما شناخت داشت؟ نمي دانم، ولي من را مي‌شناخت و به من اعتماد كرد. يعني فكر كرد توانايي اين را دارم و به من اعتماد كرد، من عادتي كه دارم اين است كه معمولا سكانس‌هايي كه قرار است بازي كنم ديالوگ‌هايش را خودم بازنويسي مي‌كنم، چون از تئاتر آمده‌ام و برايم ديالوگي كه ازدهانم بيرون مي‌آيد مهم است و آقاي عسگرپور نسبت به اين قضيه خيلي درك بالايي داشت و كم‌كم كه جلو رفتيم، باهم اين كار را انجام مي‌داديم و ايشان صد در صد به من اعتماد كردند و اميدوارم توانسته باشم جواب اعتماد ايشان را بدهم. • در اين سريال در چه بخش‌هايي از شخصيت خودتان وام گرفتيد و در بازي آن را ارائه داديد؟ من براي جان دادن به شخصيتي كه بازي مي‌كنم از زبان و بدنم استفاده مي‌كنم و درحقيقت او با زبان و بدن من حرف مي‌زند. من در اين كار فهميدم بخشي از وجود من جنوبي است. فهميدم كه بعضي از اعتقادات برايم مهم است. • درانتخاب نقش چقدر مخاطب را در نظر مي‌گيريد؟ خيلي و از آنجايي به صرافت افتادم كه ديدم وقتي كاري از تلويزيون پخش مي‌شود مخاطب ميليوني دارد؛ كاري مثل «ازنفس افتاده» كه در بهمن ماه و با وجود جشنواره‌هاي مختلف پخش شد و ديده شد. كار با قاسم جعفري خيلي سخت بود و همه اين سختي‌ها را كشيديم، ولي آن موقع درك نمي‌كردم و مي‌گفتم دليلي ندارد اين همه سختي را تحمل كنيم، بعد فهميدم او طوري تو را در شرايط كار قرار مي‌دهد كه احساس مي‌كني داري آن شخصيت را زندگي مي‌كني؛ يعني وقتي 18 ساعت تمام با يك شخصيت كار مي‌كني ديگر آن آدم هستي. كار با رامبد جوان هم اين حساسيت را بيشتر كرد چرا كه او به مخاطب خيلي اهميت مي‌دهد؛ ولي درانتخاب نقش‌هايم برايم مهم نيست و به اين فكر نمي‌كنم كه مرا در اين نقش دوست خواهند داشت يا نه. سعي مي‌كنم وقتي بازي مي‌كنم آن را درست بازي كنم. مجموع و كليت كار مهم است. دوست دارم اگر روزي خودم كاري را كارگرداني كردم مخاطبي فراتر از معمول داشته باشم. • تجربه اجرا هم كه داشتيد. من اسمش را اجرا نمي‌گذارم. • چرا؟ ما يك سري نمايش كوتاه بازي كرديم كه اميد سهرابي طراحي كرده بود. دو تا آدم بودند به اسم رامبد و اشكان، آدم‌هاي شنگولي كه من واقعا اين طوري نيستم، انرژيم زياد است ولي اين طور نيست كه باعث سرگرمي عده‌اي شود. اين آدم‌ها هم نمايش بازي مي‌كردند و هم بقيه برنامه را اجرا مي‌كردند. هيچ وقت به‌خودم اجازه نمي‌دهم مقابل مهمانم بي‌ادبي كنم و رعايت ادب را نداشته باشم اما اين دو كاراكتر گاهي اين شيطنت‌ها را هم داشتند. • قصد نداريد ديگر اجرا را تجربه كنيد؟ فعلا نه.
   
ashkanسلام دوستاي عزيزم.اين عكسا رو خودم تهيه كردم.اميدوارم خوشتون بياد.

ashkan khatibi 1357 (3)ashkankhatibi2 ashkan khatibi 1357 4

ashkan khatibi 1357 4

 

 

 

 

   
سلام دوستاي عزيزم.

من اين وبلاگ فقط به خاطر آقاي خطيبي كه يكي از

 بازيگرهاي خيلي خوب كشورمون هستن درست كردم.

ايشون متولد ۱۹ مهر ۱۳۵۷ هستن.از كار هاشون مثل

 فيلم هاي خيلي دور خيلي نزديك،فرزند افيون و سريال

 هاي آخرين گناه،از نفس افتاده و برنامه خانه اي با طرح

نو كه تابستون پارسال پخش شد و اين روز ها هم كه

 سريال گلهاي گرمسيري در حال پخش.